Increase font size Default font size Decrease font size    
العربیة English فارسی

صفحه اصلی دیدگاه ها اسلام راه‌حل دارد اما فرصت استفاده ندادیم
اسلام راه‌حل دارد اما فرصت استفاده ندادیم چاپ نامه الکترونیک
سه شنبه 11 مرداد 1390 ساعت 11:21

فقه و فنآوری در گفتوگوی هفته نامه پنجره با آیتالله هادوی تهرانی استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم

استاد هادوى تهرانی که زمانی به جوان اول حوزه علمیه قم شهره بود، حال در 50 سالگی بی شک لایق عنوان به روزترین عالم شیعه است. جوان پویایی که با مهندسى برق و الکترونیک از دانشگاه صنعتى شریف و اشراف به زبان انگلیسی و رایانه پا به حوزه علمیه قم گذاشت، دیری نپائید که در 29 سالگی تبدیل به جوان‎ترین استاد خارج فقه و اصول شد که تا امروز آوازه پویایی و به روز بودنش در میان تمام اکابر و طلاب، و حتی مردم قم پیچیده است. اجتهادات ایشان گاه چنان انقلابی است که یک تنه به مبارزه نحوه فیلترینگ اینترنت در ایران می‎رود.  بزرگانی چون حضرت آیت‎الله سبحانی، استاد هادوی را مبتکر دانش نوین مبانی کلامی اجتهاد می‎دانند.  این چهره جهانی و روزآمد، همچنین به دو زبان انگلیسى و عربى تسلط کامل دارد و تا حد زیادى با زبان فرانسه و آلمانى نیز آشناست. مهارت در زبان انگلیسى و کاربرد کامپیوتر، این امکان را براى وى فراهم کرد که اولین پاسخ‎گوى مسائل اسلامى در جهان، روى شبکه جهانى کامپیوترى - اینترنت - باشد. در حال حاضر سایت IslamQuest.net زیر نظر وی به پاسخ گویی به پرسش‎ها‎ی مختلف در حوزه دین به چهارده زبان مشغول است.  وى عضو شوراى عالى مجمع جهانى اهل بیت ‎(علیهم‎السلام) و تنها عضو شیعی و ایرانی کمیته جهانی گفت‎وگوی اسلام و غرب (C-100) و از مؤسسین شوراى جهانى رهبران دینى (WCRL) است. انتشار ویژه نامه ایران 1400 بهانه خوبی بود تا با این فقیه بزرگوار دل به دریای فناوری بزنیم.

 

یکی از چالش‎‎هایی که بهطور جدی در 10 سال آینده با آن مواجه خواهیم شد، پاسخگویی فقه به پدیده‎‎های نوظهور است. آیا اسلام پاسخ تمام مسائل پیش رو را خواهد داشت؟

ما معتقدیم اسلام، دین خاتم است. خاتمیت یعنی از بین رفتن زمینه ارسال رُسُل، نه این‎که خداوند پیامبر دیگری نمی‎فرستد، بلکه زمینه‎ای برای فرستادن پیامبر دیگری نیست. از بین رفتن زمینه برای ارسال رسل هنگامی تحقق پیدا می‎کند که دین خاتم دو ویژگی‎داشته باشد، یکی این‎که این دین به‎گونه‎ای باشد که اساس و امهات مطالب آن در طول تاریخ و در تحولاتی که اتفاق می‎افتد ناپدید نشود، از بین نرود و گرفتار تحریف نشود. همین مصونیت هم هنگامی تحقق پیدا می‎کند که دو ویژگی‎تحقق پیدا کند. یک، منبعی مصون از تحریف داشته باشد که قرآن چنین منبعی است. دوم روش است چون برای این‎که فهم درستی از دین پیدا شود باید یک روش صحیح فهم دین و یک روش خاص وجود داشته باشد و آن روش خاص توسط خود نبی خاتم (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) به ائمه معصومین (علیهم‎السلام) عرضه شده است.

ویژگی دوم دین خاتم این است که باید کامل باشد. یعنی آن‎چه را بشر، از طریق وحی نیاز دارد که برای او بیان شود در بر داشته باشد. با توجه به این پیش‎فرض‎های کلامی، اسلام قاعدتا باید همه آن‎چه را که ما در حوزه بهره‎برداری از وحی به آن نیاز داریم در بر داشته باشد. البته معنای دین این نیست که ما هر پرسشی را توقع داشته باشیم دین به ما جواب بدهد، و اصلا دستآورد‎های بشری را نادیده بگیریم و عقل بشر را بگذاریم کنار، و فقط و فقط بخواهیم از وحی استفاده کنیم، این‎طور نیست؛ خدا عقل را انکار نکرده عقل، پیامبر باطنی است همچنان‎که انبیاء‎ (علیهم‎السلام) پیامبران ظاهری هستند عقل در جای خودش در محدوده خودش، باید به‎کار گرفته شود و اسلام بر این نکته تأکید دارد و این ترکیب عقل و نقل در کنار هم، حقیقت دیدگاه‎‎های دین را نشان می‎دهد چون آن‎چه را که عقل در حوزه‎ای که باید درک کند، درک کند، دین قبولش می‎کند «کل ما حَکَم به العقل حَکَم به الشرع»

پاسخگویی فقه به تحولات جدید که بعضا روز به روز تغییر میکنند چگونه خواهد بود؟

فرقی نمی‎کند که تحولات کند باشد یا تند، فرق نمی‎کند عمقی و اساسی باشد یا ظاهری، و باید دین بتواند در همه زمینه‎‎ها پاسخ دهد اما اگر سئوال کنیم که چه مقدار در همین شرایط فعلی نه 10 سال آینده، ما پاسخ‎گو بوده‎ایم باید عرض کنم که در این قسمت با نقص‎‎هایی مواجه‎ایم.

چه نقصهایی؟

یکی این‎که ما با موضوعات جدید آشنایی کافی نداریم. چون برای قضاوت در یک مسأله ما باید آن موضوع را به‎صورت دقیق بشناسیم یکی از مشکلاتی که برای ما وجود داشته و دارد عدم شناخت دقیق موضوعات است. البته به‎نظر من، این خیلی مشکل اساسی به‎نظر نمی‎رسد، مشکل اساس‎تری که وجود دارد این است که بعضی از این موضوعات در فضای خاصی شکل گرفته‎اند که ما چون آن فضا را درست نمی‎شناسیم، در شناخت این موضوعات با مشکل مواجه می‎شویم. مشکل دیگر این است که در همین موضوعاتی که هست و احیانا سعی می‎شود شناسایی شود آن‎چه که از این موضوعات به‎عنوان نشانه‎‎ها و علائم و ویژگی‎‎ها مطرح می‎شود، تشخیص این است که کدام‎یک از این علائم و ویژگی‎ها در قضاوت شرعی تأثیر دارد و کدام تأثیر ندارد و این با یک پیچیدگی مواجه است. مثلا در حوزه پزشکی بسیاری از آن‎چه را که در گذشته قابل تصور نبوده امروز قابل‎تصور شده است. مثلا دایره پیوند اعضاء که البته امروز تبدیل به یک مسأله قدیمی شده است، همچنین روش‎‎هایی که امروز برای باروری وجود دارد، بعضی‎ از آن‎ها بحث‎‎های جدی دارد. یا مسأله شبیه‎سازی که بسیاری از ارباب ادیان را درگیر این مسأله کرده و مباحثی از مهندسی ژنتیک مطرح شده است. حالا مثلا ما گاهی در این حد مسأله را بررسی می‎کنیم که آیا نشان دادن فلان چیز جایز است یا مثلا این‎جوری رفتار کردن جایز است یا جایز نیست، در حالی‎که بحث فراتر از این است. معنای دین این نیست که ما هر پرسشی را توقع داریم دین به ما جواب بدهد. به‎نظر من باید این موضوعات یک بازکاوی جدی بشود.

واکنش حوزه به تمام مباحثی که گفتید مثل شبیهسازی و ژنتیک چگونه بوده است؟

در مقام فتوا، پرسش‎‎هایی که مطرح شده بدون پاسخ نمانده است. مثلا در زمینه شبیه‎سازی، حالا من نمی‎خواهم وارد بحث فنی‎اش بشوم اما می‎بینید که بسیاری از فق‎های شیعه معتقدند «کلونیک» ذاتا حرمتی ندارد مگر این‎که مفسده‎ای برایش مترتب بشود، بنابراین با این عنوان مخالف نیستند. به همین دلیل شما می‎بینید که کشور ما در زمینه شبیه‎سازی و مسائل مربوط به مهندسی ژنتیک خیلی دارد کار می‎کند ولی به‎نظر من مشکل ما فقط موضوعات نیست که بعضی‎هایش را گفتم. مشکل اساسی‎تری که خیلی خیلی مورد غفلت است، این است که روش شناسی‎‎های متعارف فقهی ما در بعضی زمینه‎‎ها باید بر اساس همان روش‎شناسی مکتب اهل‎بیت‎‎ (علیهم‎السلام)، بازنگری جدی بشود یعنی فقهای ما در طول تاریخ، به تناسب شرایط و موقعیت‎‎هایی که در آن قرار داشتند، روش‎شناسی فقهی را به یک معنایی توسعه دادند، اما این توسعه‎‎ها و تطبیق‎‎ها بر اساس شرایطی بوده که در آن قرار داشتند. ما امروز با یک مسائلی مواجه هستیم که آن‎ها مواجه نبودند، با رویکرد‎‎هایی مواجه‎ایم که آن‎ها مواجه نبودند. مثلا ما امروز با رویکرد نظام‎مند و سیستمی مواجه‎ایم که اصلا در ادبیات فقهی ما مورد توجه نبوده بنابراین ما نیازمند یک نوع روش‎شناسی جدید هستیم. البته یک نکته را من باید عرض کنم. ببینید تا یک زمانی از تاریخ، حوزه‎‎ها پیشگام فرهنگ جامعه بودند؛ به تعبیر حضرت امام‎ (رحمت‎الله‎علیه) نبض فرهنگی و فکری جامعه دست آن‎ها بود و جلوتر از جامعه حرکت می‎کردند، ولی ما از یک جایی از تاریخ با یک مبارزه جدی از سوی قدرت‎‎ها با حوزه‎‎ها مواجه می‎شویم که این مبارزه جدی با حوزه‎‎ها باعث می‎شود که حوزه‎‎ها بروند در لاک تدافعی تا بتوانند هویت خودشان را حفظ کنند. این لاک تدافعی وقتی طولانی شد، باعث شد که حوزه‎‎ها در یک فَترت تاریخی از قافله مباحث روز فاصله بگیرند و تنها حفظ هویت خودشان و ارزش‎‎ها و اصالت‎‎های خودشان را مدنظر قرار بدهند. البته بسیار مهم بود که بتوانند این کیان را حفظ کنند چون اگر این قلب تپنده از کار می‎افتاد، اسلام رو به خاموشی می‎گذاشت، این را باید حفظ می‎کردند اما در این دوره‎ها ارتباط با دنیای خارج کم شد و باعث شد که حوزه در شناخت مسائل اطراف خودش، با یک نوع ضعف مواجه شود. بعد از انقلاب است که در واقع یک دفعه دروازه‎‎های تمدن جدید و فکر جدید و مباحث جدید به‎صورت عمومی در حوزه گشوده می‎شود، البته به‎صورت خصوصی همیشه پیشگامان حوزه بودند که حتی از اندیشه‎‎های معاصر خودشان جلوتر می‎رفتند مثل شهید صدر و شهید مطهری و حضرت امام‎ (رحمت‎الله‎علیه) اما در مقیاس عمومی وقتی فضا فراهم شد که انقلاب اسلامی صورت گرفت؛ انقلاب اسلامی تأثیرات گسترده‎ای در همه ابعاد زندگی بشر معاصر داشت نه فقط حوزه شیعه یا اسلام. اما یکی از تأثیراتش انفتاح عالم معاصر در مقابل حوزه بود. در نتیجه بعد از انقلاب ما شاهد یک پویایی گسترده در حوزه‎‎های علمیه هستیم که در ابعاد مختلف فعالیت‎‎های گوناگونی شروع و به شکل‎های مختلف دارد کار انجام می‎شود که بخشی از این کار‎ها هنوز ناشناخته است و بخش زیادی از آن تبدیل به هنجار‎ها و معیار‎های پذیرفته شده علمی نشده، چون زمان نیاز دارد تا یک چیزی جا بیفتد. بنابراین فعالیت زیادی شده اما با کاستی مواجه‎ایم و هنوز شناخت ما نسبت به جهان معاصر و دنیای معاصر از یک سو و بازکاوی ما در روش‎‎های فقهی و اصولی خودمان از سوی دیگر، نیاز به یک تکمیل و تکامل جدی دارد و البته من این را باید تأکید کنم، اگر دست‎آورد‎هایی که حوزه تا همین الان در زمینه‎‎های مختلف داشته است درست شناسایی شود و درست به‎کار گرفته شود، بخشی از نیاز‎های معاصر را تأمین می‎کند.

پیشبینی شما از پدیدار شدن پدیده‎‎های نوظهور در سال 1400، که فقه را با خودش درگیر خواهد کرد چیست و بایسته‎‎های حوزه برای حضور شایسته در آن دوران را چه میدانید؟

ببینید سرعت تکامل در حوزه‎‎های تکنولوژیک هر روز بیشتر می‎شود، به همین دلیل ما اگر کند حرکت کنیم فاصله ما دائم افزایش پیدا می‎کند، اگر ما نتوانیم آن شتاب را بگیریم و حتی از شتاب آن بیشتر شویم تا جلوتر از او برویم، او شتاب می‎گیرد. الان ببینید - اینترنت که من تقریبا می‎شود گفت از آغاز عمومی شدنش با آن ارتباط برقرار کردم یعنی پاسخ‎گویی روی شبکه اینترنت را از 1993 میلادی آغاز کردم، در حالی‎که هنوز فضا، فضای ویندوز نبود، فضای داس بود، فضای تکست بود. هیچ نوع گرافیکی وجود نداشت. برای انجام یک کار ساده‎ای که الان به‎راحتی انجام می‎شود آن موقع باید شما یک خط فرمان می‎نوشتید. . من از آن زمان وارد این فضا شدم، در حالی‎که در ایران اینترنت در سطوح تخصصی کشور نیز کاملا ناشناخته بود و مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات کاربردی، که ریاستش از آن زمان تا الان هم با دکتر محمد جواد لاریجانی بوده است این‎ها اولین کسانی بودند که اینترنت را وارد ایران کردند .خوب همان موقعی که اینترنت وارد ایران شد من احتمال نمی‎دادم که امروز اینترنت این‎جوری بشود که الان هست، که کودکان هم از اینترنت استفاده کنند. آن‎موقع کسی اصلا مفهوم ایمیل را نمی‎توانست تصور کند. مثلا موبایل اصلا وجود نداشت. چه‎کسی فکر می‎کرد روزی برسد اینترنت و موبایل بخشی از زندگی ما بلکه بخشی از هویت شخصی ما شود. الان ما به‎قدری به این موبایل‎‎ها وابسته شده ایم که یک دقیقه این موبایل از ما جدا نمی‎شود انگار یک تکه از بدن‎مان شده است. و عرصه‎‎های ارتباطی خیلی وسیع شده است. دیشب داشتم یک کاری انجام می‎دادم، یکی از مسکو با من تماس گرفت، یکی از یمن با من تماس گرفت، یکی از کشمیر با من تماس گرفت، و یکی از تونس، همزمان با چهار کشور ارتباط داشتم در حالی‎که کار خودم را هم در کامپیوتر انجام می‎دادم. به‎نظرم این فضا هنوز به‎صورت جدی برای ایران شناخته نشده است، نه‎فقط حوزه حتی برای مسئولین هم چنین است. فکر می‎کنند که اینترنت فقط یک ابزار است در حالی‎که فراتر از ابزار است. شما الان آن‎قدر که به موبایل‎تان وابسته‎اید به یخچال و ماشین وابسته نیستید. تکنولوژی جدید فراتر از ابزار دارد می‎رود جلو، و وارد زندگی و روابط اجتماعی ما می‎شود. همین دیشب از من سئوال شد ارتباط با نامحرم در این سوشال نت‎ورک‎‎هایی که وجود دارد چیست؟ ما باید برای مخاطب خود تبیین کنیم که زندگی متدینانه در این فضای جدید به چه معناست. آیا ما فقط می‎توانیم بگوییم که شما وارد این فضا نشو؟ بگوییم تدین به این است که شما وارد نشوی، چت نکنی، وارد سوشال نت‎ورک‎‎ها نشوی، وارد این‎جا نشوی، وارد آن‎جا نشوی. یعنی همان روشی که برخی مسیحیان آمدند خودشان را از جامعه غربی جدا کردند، و کلا با تکنولوژی مخالف‎اند و زندگی خیلی ساده ابتدایی دارند و در روستا‎ها زندگی می‎کنند. خوب این یک جور زندگی است، ولی نمی‎شود به این روش ما بگوییم که بشر برگردد به این‎جا، یا مثل یکی از بزرگان مراجع مرحوم (رضوان‎الله‎تعالی‎علیه) سال‎ها پیش خدمت‎شان بودم، یکی از شاگردان ایشان که امروز از اساتید حوزه هست سئوال کرد که آقا کسانی که در قطب زندگی می‎کنند نمازشان را چه جوری باید بخوانند؟ این مسأله‎ای است که امام در تحریر الوسیله جواب داده‎اند و مسأله جدیدی نیست، حالا آن بزرگوار فرمود که حق ندارند شرعا در قطب زندگی کنند باید بیاییند به مناطق دیگر. ایشان گفت که آقا بعضی‎‎ها مجبورند آن‎جا زندگی‎کنند. ایشان گفت نه، حق ندارند شرعا ممنوع است که کسی در قطب زندگی کند. خوب این‎جوری نمی‎توان به دنیای معاصر جواب داد.

فضای عمومی در 10 سال آینده را چگونه میبینید و حوزه چگونه میتواند در آن زمان نقش آفرینی کند؟

نمی‎خواهم خیلی خیالی صحبت کنم اما به‎نظرم دنیایی است از روابط تازه بین انسان‎ها و این روابط فراتر از بحث تکنولوژی است. شما می‎توانی بچه آینده خودت را با مهندسی ژنتیک سفارش بدهی، قدش این‎جوری باشد، چانس این‎جوری باشد، دماغش آن‎جوری باشد، ابرو‎ها این‎جوری باشد، لبش این‎جوری باشد، روحیاتش این‎جوری باشد. ما واقعا در این فضا چگونه می‎خواهیم اسلام را عرضه کنیم؟ البته این‎جا، یک خطر جدی این است که ما یک دفعه در مقابل این تحولات جدید که قرار می‎گیریم مبهوت و متحیر این تحولات بشویم و یک دفعه بیفتیم به یک نوع نو‎آوری لجام‎گسیخته، که خطرش کمتر از تحجر نیست بلکه بیشتر است. برای همین ما باید چهارچوب‎ها را واقعا بازنگری دقیق کنیم آن‎ها را در فضای خاتمیت دوباره بسنجیم، ببینیم واقعا این معیار‎ها چه مقدار با خاتمیت سازگار است، چون خاتمیت برای ما یک اصل مسلم و غیر‎قابل‎خدشه است. آن‎وقت است که می‎توانیم پاسخ‎گوی دنیای جدید باشیم، دنیایی که همه چیز آن از روابط سیاسی تا روابط اقتصادی و حتی روابط خانوادگی تحول پیدا خواهد کرد.

یکی از موضوعات مطرح، بحث حریم خصوصی و تهدید حریم خصوصی است.

حریم خصوصی یک نیاز بشر است، اگر بشر حریم خصوصی خودش را از دست بدهد هویت خودش را از دست می‎دهد. الان ادعا‎‎هایی مطرح است که انسان به‎جایی می‎رسد که تمام احساسات و عواطف یک انسان برای اطرافیانش آشکار خواهد بود، اگر ما به آن‎جا برسیم باید بگوییم هویت انسان، معنای تازه‎ای پیدا می‎کند، که این با مبانی ما فعلا قابل تفسیر نیست ولی قطعا حریم خصوصی باید نوعی صیانت بشود و ما باید راهکار‎های صیانت از این حریم خصوصی را پیدا کنیم. یک وقت است که فقه فقط کارش این است که بگوید این حادثه‎ای که اتفاق می‎افتد آیا جایز است یا جایز نیست؛ این یک کار است، و یک بحث دیگری که الان مطرح است این است که وقتی شما می‎گویی این‎جایز نیست بلافاصه این سئوال مطرح می‎شود که راه حل جایگزین شما چیست؟ یعنی فقه فراتر از نفی و اثبات و آن‎چه که هست باید خودش را ارائه بدهد.

آیا این فضای آزاداندیشی وجود دارد؟

هنوز هنجار‎ها شکل نگرفته است. آزاداندیشی این نیست که فقط ما بگوییم آزاداندیشیم. ما باید زمینه این را داشته باشیم وظرفیت این را داشته باشیم که حرف‎‎هایی که ابتدائا به‎نظر ما غیرقابل قبول است بشنویم. من نمی‎گویم همیشه می‎شود از یک مُحال به یک مسلم برسیم اما باید امکان شنیدن را فراهم کنیم. ما باید اجازه شنیده شدن بدهیم و اجازه دهیم این بحث‎ها در یک فضایی کاملا منصفانه، علمی و خارج از سیاست زدگی و شعارزدگی، ارزیابی جدی شود نه این‎که یک چیزی را بدون دقت صددرصد بپذیریم یا صددرصد رد کنیم. اگر این فضا فراهم شود ما می‎توانیم امیدوار باشیم که انشا الله آن توان بالقوه موجود در دین را در حد توان خودمان به فعلیت برسانیم، والا ما از واقعیت‎های بیرون فاصله می‎گیریم. متأسفانه الان بعضی‎ها میگویند اسلام در اقتصاد، هنرو مسائل پزشکی راه حل ندارد. اینجور نیست. اسلام راه حل دارد اما ما اجازه ندادیم که این راه حل‎ها استفاده و اجرا شود و بعد این‎طوری می‎شود که با همین شعار‎های کاملا غیر علمی، ایمان مردم به‎صورت جدی با بحران مواجه می‎شود یا احیانا تفسیر‎های نادرست از دین، که دین را خیلی محدود می‎کند، در واقع آن کارایی دین را در صحنه‎‎های مختلف زندگی از بین می‎برد[1].

لینک به تصویر هفته نامه پنجره (تصویر شماره 1 - تصویر شماره 2)

دفتر آیت الله مهدی هادوی تهرانی

 


[1] . گفتگوی کارشناس محترم هفته نامه پنجره آقای اميرحسين سلامي با آیت الله هادوی تهرانی در خصوص فقه و فن آوری، منتشر شده در هفته نامه پنجره، شماره 100، سال سوم، دوشنبه 3 مرداد 1390، صفحات 192 و 193.

 

خبرنامه

جهت دریافت آخرین اخبار در خبرنامه سایت عضو شوید

نام:
ایمیل:


ارتباط با ما

آدرس: قم، 55 متری عمار یاسر، کوچه 15، پلاک 82

تلفن: 02517720021

دورنگار: 02517719740

کد پستی: 3714786557

پیوندها

مرجعی برای پاسخگویی به سوالات دینی

www.islamquest.net

موسسه رواق حکمت

www.ravaqhekmat.ir