دیدگاه ها

بایگانی

اگر به زندگی گذشتۀ خود برگردید، در جاهای مختلف دست خدا ـ تبارک و تعالی ـ را آشکارا خواهید دید.

بسم الله الرحمن الرحیم در گذشته بحث اجتبای الهی را مطرح کردم و اشاره کردم که خداوند ـ تبارک و تعالی ـ از بین ملائکه، رسولان و انسان ها انتخاب می کند.[1] در داستان موسی ـ علیه السلام ـ این قضیه «أنا أخترتک»[2] بعد از آن برایش پیش آمد که مدتی در مصر بود و بعد آن حوادث در مصر برای او اتفاق می افتد که کسی را میزند؛ «فَوَکَزَهُ مُوسَی فَقَضَی عَلَیْهِ»[3] و آن شخص می میرد و بعد فرار می کند و می آید به جایی که آبی بود تا استراحت کند. بعد هم جریان «تَمْشي‏ عَلَى اسْتِحْياء»[4] پیش آمد و بعد ازدواج می کند و حالا موسی ـ علیه السلام ـ با خانواده در حال حرکت است که از دور آتشی می بیند و می گوید: «لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ»؛[5] یعنی شعله از آن آتش برای شما بیاورم یا «أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى».[6] ظاهراً تلقی موسی ـ علیه السلام ـ بوده است که در آنجا یک آدمی هست و می رویم و از او می پرسیم که راه از کدام طرف است نه اینکه برود و بپرسد در آنجا چه خبر شده است و چه اتفاقی افتاده است. من فکر می کنم تا اینجای زندگی، موسی ـ علیه السلام ـ نمی دانسته که خودش کیست؛ البته یک چیزهای می فهمیده است؛ ولی نمی دانست دقیقاً چیست. فرمود: «فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى‏ (11) إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً (12) وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‏»[7] عصایش را می اندازد و اژدها می شود و می ترسد. بعد می فرماید: «قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعيدُها سيرَتَهَا الْأُولى‏».[8] در جای دیگر دارد خداوند ـ تبارک و تعالی ـ می فرماید در پیش من کسی نمی ترسد.[9] اینکه موسی ـ علیه السلام ـ شک می کند؛ یعنی می ترسد و این ترس حالتی است که در موسی ـ علیه السلام ـ هست، نشان می دهد او که یک پیامبر اولوالعزم است، در این دوره زندگی اش هنوز نمی داند که خودش کیست؛ هنوز ارزش خودش را نمی داند؛ هنوز نمی داند که خودش چه گوهری است؛ نمی داند که در کل عالم مثل او چقدر نایاب است. آن موقع است که بیدار می شود و متوجه می شود که چه کسی است و بعد گفتگویی دارد و خواسته هایش را می گوید: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري (25) وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري (26) وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ (27) يَفْقَهُوا قَوْلي‏ (28) وَ اجْعَلْ لي‏ وَزيراً مِنْ أَهْلي‏ (29) هارُونَ أَخي‏ (30) اشْدُدْ بِهِ أَزْري (31) وَ أَشْرِكْهُ في‏ أَمْري (32) كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثيراً (33) وَ نَذْكُرَكَ كَثيراً (34) إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصيراً»[10] ‏سپس خدواند می فرمایید «قالَ قَدْ أُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى»؛[11]یعنی همۀ این ها را که خواستی دادیم که شاید موسی ـ علیه السلام ـ به یک معنا کم هم خواسته بود؛ چون هنوز نمی دانست که خیلی بیشتر از این ها را می توانست بخواهد. در ادامه خدواند ـ تبارک و تعالی ـ تذکر می دهد که گمان نکنی که ما الآن به یاد تو افتاده ایم و گمان نکنی که همین طوری بدون حساب و کتاب آمده ای تا اینجا. نه، بلکه «وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى‏».[12] بعد خداوند ـ تبارک و تعالی ـ شروع می کند به بیان داستان زندگی اش که ما تو را از وقتی که نطفه ات شکل گرفت، مراقبت کردیم؛ «إِذْ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّكَ ما يُوحى‏».[13]من در شهود غیب گفته ام، اینکه بعضی گفته اند وحی بر غیر مردان نازل نمی شود، اگر مقصود وحی نبوی باشد، درست است؛ البته آن هم به یک معنایی و به یک معنایی معلوم نیست که فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ کمتر از وحی نبوی را برخوردار بوده باشد. در اینجا داریم «أَوْحَیْنا علی أمّک». أم موسی ـ علیه السلام ـ پیغمر نبوده است؛ یعنی وحی یک حقیقت دارای مراتب است. در ادامه خداوند ـ تبارک و تعالی ـ می فرماید: «وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسي‏»؛ یعنی ما از اول تو را برای خودمان ساخته بودیم. در سورۀ أنبیاء خداوند ـ تبارک و تعالی ـ می فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ»؛[14] یعنی از عذاب دورند؛ یعنی«لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ»[15] که این ها به بهشت می روند و آن هم هر جایی که دلشان بخواهد. «لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذي كُنْتُمْ تُوعَدُون‏»[16] من به این قسمت آیه نظر دارم که «سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى». در جای دیگر خداوند ـ تبارک و تعالی ـ می فرماید: «إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظ».[17] برای هر نفس یک حافظی دارد و این حفظ مخصوص انبیاء ـ علیهم السلام ـ نیست. هرکسی مرتبه ای از حفظ برخوردار است و به تناسب تفاوتی که در مراتب عالم وجود هست، مراتب حفظ هم متفاوت است. در حقیقت این حفظ هم مشکک است. حال شما ها هم اگر به زندگی قبلیتان برگردید، و این «سبقت منّا الحسنی» را ببینید، درخواهید یافت که «مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى» مرة نیست، بلکه مرّات است؛ یعنی دائماً همین طور است. برای ما این نکته در حد فهم لفظ است؛ زیرا اینکه خداوند ـ تبارک و تعالی ـ دائم منّت می گذارد، ما این دائم را نمی فهمیم شاید مفهوماً یک چیزی بفهمیم و بگوییم؛ ولی مصداقاً و حقیقتاً نمی توانیم به آن توجه پیدا نمی کنیم؛ البته در جاهای خاص، تلنگرهایی خاص هست که ما را متوجه می کند و اگر به زندگیتان برگردید، خواهید دید که در جاهای مختلف دست خدا ـ تبارک و تعالی ـ را آشکارا خواهید دید؛ البته بقیه وقت ها هم دست خدا ـ تبارک و تعالی ـ هست؛ ولی شما نمی بینید. وقتی من چهارده سالم بود، در جایی که درس انگلیسی می خواندم، به یکی از اشخاصی که در آن جا درس می خواند و شانزده سالش بود، گفتم: به خدا ـ تبارک و تعالی ـ اعتقاد داری؟ گفت: بله، گفتم: چرا؟ گفت: برای اینکه من خدا را دیدیم، گفتم: کجا دیدی؟ بعد داستانی برای من نقل کرد و گفت من بچه ای بودم چهار پنج ساله که با خانواده ام رفته بودم تفریح. کوهی بود که من از این کوه بالا رفتم، در یک جای از کوه که رسیدم، یک سنگی زیر پام لغزید و من از کوه پرتاب شدم پایین، از بالای کوه تا پایین من همین طوری می غلتیدم و می آمدم پایین. پدر و مادرم گفتند مُردم و دیگر تمام شد؛ اما من بلند شدم و سر جایم ایستادم. پدر و مادرم بهت زده مانده بودند؛ چون کسی از آن بالا بیافتد، علی القاعده باید بمیرد! حالا این مثال بود برای لحظه ای که ما توجه می کنیم و گر نه در سایر لحظات و آنات هم خداوند ـ تبارک و تعالی ـ همراه ما است. حال که خداوند ـ تبارک و تعالی ـ منت ها را بر ما گذاشته است و ما هم بالاخره انتخاب شده ایم، مسئولیت داریم و وظایفی داریم؛ همان طور که خداوند ـ تبارک و تعالی ـ همان اول کار به موسی ـ علیه السلام ـ خطاب می کند:«فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏»[18]و «فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى»؛[19]یعنی اعتقادات را باید حفظ کنی؛ چون حضرت موسی ـ علیه السلام ـ هم ممکن اعتقاداتش در خطر باشد. تا اینجا وظایف شخصی موسی ـ علیه السلام ـ است و بعد مسولیت وی نسبت به سایرین را بیان می کند:«اذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى »؛[20]یعنی تو باید هدایت هم بکنی. فقط خودت نیستی، بلکه برو دنبال اینکه این ها را هم هدایت کنی و نترس که من با شما هستم؛ «قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى (45) ‏قالَ لا تَخافا إِنَّني‏ مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى».[21] از این معلوم است که این ها می ترسیدند.[22] [1]. الحج، 75 و 78. [2] . طه، 10. [3] . القصص، 15 [4] . القصص، 25. [5] . طه، 10. [6] . طه، 10. [7] . طه، 10-12. [8] . (20) طه : 21 [9] . [10] . طه، 25-35. [11] . طه، 36. [12] . طه، 37. [13] . طه، 38. [14] . الأنبياء : 101 [15] . الأنبياء : 102 [16] . الأنبياء : 103 [17] . الطارق : 4 [18] . طه، 14. [19] . طه، 16. [20] . طه، 43. [21] . طه، 45-46. [22] . بیانات آیت الله هادوی تهرانی ـ دامت برکاته ـ در درس خارج فقه 20/12/92.

اخبار

بایگانی

مصاحبه شبکه TRT TORK با آیت الله هادوی تهرانی

پیرو هماهنگی های صورت گرفته دیروز یکشنبه کارشناسان شبکه TRT TORK (ترکیه) با حضرت آیت الله هادوی تهرانی در محل مؤسسه رواق حکمت مصاحبه کردند. گفتنی است، از آنجایی که این شبکه قصد دارد در برنامه ای به مذهب شیعه بپردازد لذا برای بهره مندی از نظرات ارزشمند آیت الله هادوی تهرانی درخواست مصاحبه ای با معظم له نمودند. بر این اساس دیروز یکشنبه مورخ 31/01/93 حضرت آیت الله هادوی تهرانی کارشناسان محترم این شبکه را به حضور پذیرفته و در خصوص مباحث ذیل با ایشان مصاحبه کردند. برخی از سؤالات مطرح شده در این مصاحبه به این شرح است: - معنای امامت در مذهب شیعه و تاثیر آن بر جامعه – تاثیر قم و مرجعیت شیعه بر سیاست – تفکر شما در ارتباط با اتحاد مسلمانان و دوری از تفرقه در خاورمیانه دفتر آیت الله هادوی تهرانی

شروع دروس خارج فقه و اصول آیت الله هادوی تهرانی

به حول و قوه ی الهی و در ذیل توجهات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دروس خارج فقه و اصول حضرت آیت الله هادوی تهرانی پس از تعطیلات عید نوروز از فردا 1393/1/17 به شرح زیر آغاز خواهد شد: خارج اصول: ساعت 10 صبح خارج فقه: ساعت 11 صبح دفتر آیت الله هادوی تهرانی

تعطیلی دفتر آیت الله هادوی تهرانی در ایام نوروز

«يَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ» عيد نوروز و فرا رسيدن سال نوِ شمسى را به همه ى هم ميهنان عزيز تبريك عرض مى كنیم؛ هم چنين به همه ى ايرانيان در سراسر عالم و در هر جاى دنيا كه زندگى مى كنند؛ و نيز به همه ى ملتهايى كه نوروز را گرامى مى دارند. به اطلاع همه خوبان و کاربران محترم می رساند، دفتر آیت الله هادوی تهرانی، از تاریخ 29/12/92 لغایت 15/1/93 تعطیل می باشد. ضمنا ساعت کاری دفتر در شش ماهه اول سال 1393 از 8 الی 15:30 می باشد. دفتر آیت الله هادوی تهرانی

امام(ره) در منشور روحانیت نسب به آفت دنیازدگی عالمان هشدار دادند

24 سال از پیام و سفارش‌های امام خمینی(ره) به روحانیون در «منشور روحانیت» می‌گذرد. در این منشور، امام(ره) نهاد روحانیت را به رعایت و دوری از بسیاری از مسایل توصیه کردند. در سال 67 فضای حوزه چگونه بود که امام(ره) ضرورت صدور این پیام را احساس کردند؟ چرا امام(ره) عدم همراهی روحانیون با سرمایه‌داران، لزوم حفظ وحدت میان طلاب و ضرورت به روز رسانی فقه در تمام زمینه‌ها را مورد تاکید و سفارش قرار دادند؟ آیت الله هادوی تهرانی، عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت (ع) در گفت‌وگو با شفقنا (پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه) به پرسش‌هایی در این زمینه پاسخ داد. او با بیان اینکه حقیقت و ارزش نکاتی که امام(ره) در منشور به آن اشاره کردند، هنوز باقی مانده گفت: اگر بر روی تفکرات و فعالیت علمی و پژوهشی در طول دوره بعد از انقلاب و حتی بعد از صدور پیام منشور روحانیت امام خمینی(ره) به صورت جدی سرمایه‌گذاری می‌شد، قطعا پیش از این در بسیاری از زمینه‌ها راه حل‌های فراوان، قابل اجرا و منطبق با موازین اسلامی را پیدا می‌کردیم. متن گفت‌وگوی شفقنا با آیت الله هادوی تهرانی را می‌خوانید: * زمانی که امام(ره) متن منشور روحانیت را بیان کردند شما در حوزه مشغول به تدریس بودید. فضای حوزه چگونه بود که امام ضرورت صدور این پیام را احساس کردند؟ هادوی تهرانی:‌ زمانی که امام خمینی(ره) این پیام را صادر کردند، تقریبا نزدیک به یک دهه از انقلاب گذشته بود و جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته بودیم. به دلیل شرایط موجود در کشور روحانیت در مسایل اجتماعی و سیاسی حضور پیدا کرده بودند به همین دلیل امام(ره) می‌خواستند از یک طرف جایگاه روحانیت را برای عموم مردم تبیین کنند و از طرف دیگر رسالت‌ها و…

سخنرانی در جمع طلاب و فضلای شهرستان بناب

امروز یکشنبه مورخ 27/11/92 حضرت آیت الله هادوی تهرانی در جمع طلاب و فضلای شهرستان بناب به ایراد سخنرانی پرداختند. پیرو هماهنگی های صورت گرفته از سوی مدیریت محترم حوزه علمیه شهرستان بناب، امروز یکشنبه 27/11/92 جمعی از طلاب و فضلای این شهرستان با حضور در شهر مقدس قم خواستار دیدار و گفتگو با آیت الله هادوی تهرانی شدند. بدین منظور معظم له با حضور در مسجد امام رضا (ع) ضمن دیدار و گفتگو با ایشان در خصوص مباحث اخلاقی و روش تحصیل علوم حوزوی به ایراد سخنرانی پرداختند. مکان: قم، میدان مطهری، مسجد امام رضا (ع) –حسینیه رضاییه- زمان: امروز یکشنبه مورخ 27/11/92 ساعت 13 دفتر آیت الله هادوی تهرانی ---------------------------------- لینک تصاویر مرتبط / فایل صوتی

شرکت در راهپیمایی یوم الله 22 بهمن

پس از انتشار بیانیه ای از سوی حضرت آیت الله هادوی تهرانی در تاریخ 21/11/92 مبنی بر حضور گسترده عموم مردم در راهپیمایی 22 بهمن، معظم له همگام با مردم همیشه در صحنه انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد در راهپیمایی عظیم یوم الله بیست و دوم بهمن 1392 شرکت کردند و ضمن امضاء میثاق وحدت ملی از آرمانهای مقدس امام راحل (قدس سره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) تجدید پیمان کردند. دفتر آیت الله هادوی تهرانی

ولایت فقیه در قدیمی‌ترین آثار فقهی مطرح شده است

اول بهمن‌ماه مصادف بود با سالروز ارایه نظریه ولایت فقیه توسط امام خمینی(ره) در نجف اشرف، دکتر هادوی تهرانی معتقد است ولایت‌ فقیه نظریه‌ای نیست که توسط امام خمینی(ره) ابداع شده باشد و این نظریه در قدیمی‌ترین آثار فقهی ما مانند کتاب «مقنعة» شیخ مفید مطرح شده است. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اول بهمن‌ماه مصادف بود با سالروز ارایه نظریه ولایت فقیه توسط امام خمینی(ره) در نجف اشرف که سرآغاز درس‌های زیربنایی«ولایت فقیه» شد و این بحث علمی در پایان به کتابی با موضوع حکومت اسلامی مبدل شد. ارایه این نظریه توسط رهبر کبیر انقلاب در سال 1348 سرآغاز فصلی برای ایجاد حکومت اسلامی بود. آیت‌الله دکتر هادوی تهرانی، مدرس عالی دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اظهار کرد: ولایت‌ فقیه نظریه‌ای نیست که توسط امام خمینی(ره) ابداع شده باشد و این نظریه در قدیمی‌ترین آثار فقهی ما مانند کتاب «مقنعة» شیخ مفید مطرح شده است. این نظریه در آثار فقهی قدیمی ما وجود داشته و به تعبیر مرحوم «صاحب جواهر» نظریه ولایت فقیه جزء مسلمات فقه است. وی عنوان کرد: ولایت فقیه بحث جدیدی در فقه شیعه یا فقه اسلامی محسوب نمی‌شود، بلکه بحثی است که از ابتدا در فقه شیعه با همین عنوان مطرح بوده است. البته عبارت ولایت فقیه عبارتی است که توسط متأخران فقاهت در اصطلاحات شیعه به کار می‌رود اما مفاد این نظریه که فقیه در دوران غیبت امام عصر(عج) ولایت دارد و می‌تواند در تمام امور مرتبط با ولایت تصرف کند، امری مسلم از نظر فقهای اسلام است که در قدیمی‌ترین آثار موجود در این زمینه آورده شده است. ولایت فقیه، نظریه‌ای مورد پذیرش اهل تسنن رییس پیشین هیات علمی…